پردل امیرینژاد، فعال فرهنگی و گردشگری در یادداشتی نوشت: گیلان را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک پهنه جغرافیایی در جنوبغربی دریای کاسپی مطالعه کرد؛ این سرزمین در طول تاریخ، بخشی از یک شبکه پیچیده ارتباطی، تجاری و فرهنگی بوده است که از طریق مسیرهای زمینی و دریایی، حوزههای تمدنی شرق و غرب را به یکدیگر پیوند میداده است.
در این چارچوب، جاده ابریشم تنها یک مسیر خطی برای انتقال کالا نبوده، بلکه شبکهای چندلایه از مسیرهای تجاری، مراکز تولید، بازارها، بنادر، سکونتگاهها و مراکز فرهنگی بوده که گیلان نیز در بخش مهمی از این شبکه نقش داشته است.
اهمیت گیلان در این شبکه را باید در پیوند میان راههای زمینی البرز، مسیرهای داخلی فلات ایران و کریدور دریایی دریای کاسپی جستوجو کرد. این موقعیت جغرافیایی، امکان انتقال کالا، فناوری، دانش، باورها و الگوهای فرهنگی را میان جوامع مختلف فراهم میکرد و موجب شکلگیری نوعی همگرایی اقتصادی و فرهنگی در پهنه جنوبی دریای کاسپی میشد.
در این میان، دیلمان و نواحی کوهستانی گیلان، به دلیل قرارگیری در مسیرهای ارتباطی میان فلات ایران و سواحل کاسپی، اهمیت ویژهای داشتند. یافتههای باستانشناختی و مطالعات انجامشده در این منطقه، از وجود ارتباطات گسترده تجاری و فرهنگی در دورههای تاریخی حکایت دارد. کاوشهای باستانشناختی انجامشده در منطقه نیز در شناخت بخشی از این مناسبات و ارتباطات منطقهای اهمیت داشتهاند. کشف و مطالعه آثاری همچون ظروف شیشهای دوره ساسانی، در کنار سایر دادههای باستانشناختی، میتواند در بازسازی مسیرهای مبادله و ارتباطات اقتصادی آن دوره مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، ابریشم گیلان تنها یک محصول اقتصادی نبود؛ ابریشم بخشی از یک زنجیره ارزش تاریخی محسوب میشد که تولید، فرآوری، مبادله و تجارت آن، گیلان را به شبکه وسیعتری از اقتصاد منطقهای و فرامنطقهای متصل میکرد. در چنین ساختاری، بازارها و مسیرهای ارتباطی همانند مویرگهایی عمل میکردند که شریان اصلی شبکه تجاری را تغذیه میکردند و کالاها از طریق آنها میان مراکز تولید و مصرف جابهجا میشدند.
در این نگاه، دریای کاسپی یک مانع جغرافیایی نبود، بلکه یک پهنه ارتباطی و کریدور آبی تاریخی محسوب میشد. بنادر و سکونتگاههای ساحلی در جنوب کاسپی میتوانستند بخشی از شبکه جابهجایی کالا میان سرزمینهای پیرامونی باشند. بخشی از محصولات تجاری که از شرق و شمالشرق وارد این شبکه میشد، از طریق مسیرهای دریایی و زمینی به سواحل جنوبی کاسپی میرسید و سپس از مسیرهای داخلی به دیگر نقاط فلات ایران انتقال مییافت.
نگاهی به اسناد تاریخی و سفرنامههای دورههای متأخر، بهویژه دوره قاجار، این تصویر را روشنتر میکند. در بسیاری از این منابع، گیلان بهعنوان یکی از مهمترین دروازههای ارتباطی ایران با اروپا شناخته شده است؛ جایگاهی که از موقعیت جغرافیایی، ظرفیتهای تولیدی و کشاورزی، راههای ارتباطی و دسترسی به مسیرهای دریایی دریای کاسپی ناشی میشد.
این ارتباط نیز تنها به اروپا محدود نبود. گیلان در شبکهای گسترده از مبادلات تجاری با حوزههایی همچون قفقاز، روسیه، هند و شرق آسیا قرار داشت و ارتباطات تجاری آن با بازارهای دوردست، نشاندهنده جایگاه این سرزمین در اقتصاد منطقهای و فرامنطقهای بود. بنابراین، گیلان را باید نه صرفاً یک منطقه تولیدکننده، بلکه یکی از گرههای مهم شبکه مبادلات اقتصادی ایران با جهان پیرامون دانست.
از این منظر، جاده ابریشم را نباید یک «جاده» به معنای متعارف آن دانست؛ بلکه باید آن را شبکهای چندوجهی از مسیرهای زمینی و دریایی، مراکز تولید، بازارها و نقاط تبادل فرهنگی در نظر گرفت که در نقاط مختلف به یکدیگر متصل میشدند. گیلان نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در محل تلاقی چند حوزه ارتباطی قرار داشت و همین امر زمینه شکلگیری تعاملات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را فراهم میکرد.
این تعاملات تنها به مبادله کالا محدود نمیشد. انتقال فناوری، صنایعدستی، الگوهای معماری، شیوههای تولید، عناصر زبانی، سنتهای فرهنگی و حتی نظامهای فکری و آیینی، بخشی از پیامدهای طبیعی چنین شبکههایی بود. بنابراین، میراث جاده ابریشم در گیلان را باید فراتر از بقایای یک مسیر تجاری و در قالب یک میراث شبکهای و چندلایه مورد مطالعه قرار داد.
اما اهمیت این موضوع فقط به گذشته تاریخی محدود نمیشود. امروز نیز موقعیت دریای کاسپی و کشورهای پیرامون آن، در معادلات اقتصادی و ارتباطی منطقه اهمیت ویژهای دارد. تحولات ژئوپلیتیکی و ناآرامیهای برخی مسیرهای دریایی جنوب، بار دیگر ضرورت توجه به ظرفیتهای شمال و دریای کاسپی را برجسته کرده است.
در این میان، گیلان از مزیتی برخوردار است که ریشه در تاریخ دارد؛ مزیتی که بهنظر میرسد هنوز به اندازه ظرفیت واقعی آن مورد استفاده قرار نگرفته است.
مسئله گیلان کمبود ظرفیت یا محدودیت جغرافیایی نیست؛ مسئله اصلی، شناخت، مدیریت و تبدیل این ظرفیت تاریخی و جغرافیایی به مزیت توسعهای در دوره معاصر است.
دریای کاسپی برای گیلان صرفاً یک پهنه آبی نیست؛ بخشی از همان شبکه تاریخی ارتباط و مبادله است که میتواند امروز نیز در قالب گردشگری، تجارت، اقتصاد دریاپایه، حملونقل، دیپلماسی فرهنگی و تعاملات بینالمللی مورد بازخوانی قرار گیرد. همان مسیری که در گذشته کالا، انسان و فرهنگ را جابهجا میکرد، امروز میتواند بستری برای شکلگیری ارتباطات جدید اقتصادی و گردشگری میان گیلان و کشورهای پیرامون کاسپی باشد.
در این چارچوب، میراث تاریخی گیلان میتواند به یک دارایی توسعهای تبدیل شود. مسیرهای تاریخی، محوطههای باستانشناختی، بناهای تاریخی، بازارها، فرهنگهای بومی، صنایعدستی، آیینها و میراث ناملموس میتوانند در قالب یک شبکه مقصد گردشگری مرتبط با جاده ابریشم به یکدیگر متصل شوند. چنین رویکردی، گردشگری را از بازدید منفرد از یک اثر تاریخی فراتر برده و آن را به تجربهای مبتنی بر روایت تاریخی، شبکه ارتباطی و تعاملات فرهنگی تبدیل میکند.
از سوی دیگر، پیوند دوباره گیلان با کشورهای پیرامون دریای کاسپی میتواند زمینهساز توسعه گردشگری دریایی، گردشگری فرهنگی و دیپلماسی عمومی باشد. همانگونه که در گذشته کالاها و فرهنگها از طریق این شبکهها جابهجا میشدند، امروز نیز میتوان از همین بستر تاریخی برای توسعه همکاریهای فرهنگی، گردشگری و اقتصادی میان کشورهای پیرامون کاسپی بهره گرفت.
در واقع، آنچه امروز گاهی بهعنوان یک محدودیت جغرافیایی دیده میشود، در گذشته بخشی از مزیت گیلان بوده است. مشکل، جغرافیا نیست؛ بلکه ضعف در شناخت و بهرهگیری از ظرفیتهای جغرافیایی، تاریخی و ارتباطی است. گیلان در طول تاریخ نشان داده که میتواند از موقعیت خود برای ارتباط با جهان پیرامون استفاده کند و امروز نیز میتوان با نگاهی نو، این ظرفیت تاریخی را به فرصتی برای توسعه تبدیل کرد.
بنابراین، جاده ابریشم برای گیلان صرفاً بخشی از گذشته تاریخی نیست؛ بلکه میتواند بهعنوان یک سرمایه تاریخی و مزیت رقابتی در برنامهریزی توسعه آینده مورد استفاده قرار گیرد. بازخوانی علمی این گذشته، امکان آن را فراهم میکند که گیلان بار دیگر از ظرفیت جغرافیایی خود برای نقشآفرینی در اقتصاد، گردشگری و تعاملات فرهنگی منطقه بهره ببرد.
اگر در گذشته، مسیرهای کوچک و بزرگ تجاری همچون مویرگهای یک شریان اقتصادی، کالا و فرهنگ را در سراسر این شبکه به گردش درمیآوردند، امروز نیز میتوان با احیای هوشمندانه این پیوندها، گیلان را در جایگاه تاریخی و در عین حال معاصر خود در شبکه ارتباطی دریای کاسپی، جاده ابریشم و کریدورهای بینالمللی بازتعریف کرد؛ مسیری که از دل تاریخ آغاز شده، اما میتواند به سوی توسعه گردشگری، اقتصاد محلی، ارتباطات منطقهای و تعاملات بینالمللی آینده امتداد یابد.
انتهای پیام/
نظر شما